لغت نامه دهخدا
پشت رو کردن. [ پ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) وارون کردن بدانگونه که جانب انسی وحشی شود و ابره بزیر و آستر به روی افتد. وارونه کردن جامه و غیر آن. واژگون کردن چنانکه جامه یا کیسه یا قبائی را.
پشت رو کردن. [ پ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) وارون کردن بدانگونه که جانب انسی وحشی شود و ابره بزیر و آستر به روی افتد. وارونه کردن جامه و غیر آن. واژگون کردن چنانکه جامه یا کیسه یا قبائی را.
( مصدر ) وارونه کردن جامه کیسه قبا و مانند آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روابط عراق و کوبا به روابط تاریخی و فعلی دوجانبه بین کوبا و عراق اشاره دارد که شامل روابط فیدل کاسترو و صدام حسین در زمان رژیم بعث نیز میشود که حتی کاسترو برای عمل جراحی پشت روی صدام حسین پزشکانی را فراهم کرد. تاریخ روابط دوستانه با عراق به زمان نشست جنبش عدم تعهد در ۱۹۷۹ در کوبا بر میگردد.
💡 فرایند از دست دادن پولکها، پوستاندازی نام دارد. برای یک مار لایهٔ کامل بیرونی پوست بهصورت یک لایهٔ تکی کنده میشود. پولکهای مار گسسته نیست مگر لایهٔ روپوست، به این ترتیب با هر پوستاندازی پولکها دانهای کنده نمیشوند؛ بلکه لایه روپوست بدن، مانند جورابی که پشت رو شده باشد، به صورت یک لایهٔ بیرونی از جا در میآید.