لغت نامه دهخدا
پایان بینی. ( حامص مرکب ) عاقبت اندیشی. عاقبت بینی:
امرش آمد کاتّباع نوح کن
ترک پایان بینی مشروح کن.مولوی.
پایان بینی. ( حامص مرکب ) عاقبت اندیشی. عاقبت بینی:
امرش آمد کاتّباع نوح کن
ترک پایان بینی مشروح کن.مولوی.
عاقبت اندیشی عاقبت بینی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیک تام را در قطاری به نیویورک همراهی میکند. آنها با مکانیک، جرج بی. ویلسون[s] دیدار میکنند که همسر مرتل است. پس از خروج از گاراژ، مرتل به نیک و تام ملحق میشود تا به آپارتمان کوچکی بروند که قرار است در آنجا مهمانی برگزار شود. این مهمانی وقتی به پایان میرسد که مرتل با صدای بلند اسم دیزی را به زبان میآورد، تام به صورتش سیلی میزند و بینی مرتل میشکند.
💡 کنار بحر بی پایان عرفان در وسط یابی اگر بازورق دل شوق او را بادبان بینی