لغت نامه دهخدا
هفت لو. [ هََ ] ( اِ مرکب ) ورق بازی که دارای هفت خال باشد. ( یادداشت مؤلف ). در هر دست ورق چهار هفت لو وجود دارد.
هفت لو. [ هََ ] ( اِ مرکب ) ورق بازی که دارای هفت خال باشد. ( یادداشت مؤلف ). در هر دست ورق چهار هفت لو وجود دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امیر گنه که، خنهْ باتْمه اُونهْ هفت سالْ گالشی کردمهْ فرامهْ گوئهْ
💡 در سال ۱۹۹۴، پناهندگان هفت روستا که از سال ۱۹۴۸ به عنوان پناهندگان فلسطینی طبقهبندی شده بودند، تابعیت لبنان را دریافت کردند.
💡 ملک العرش همه ملک به مسعود سپرد کشور عالم، هر هفت برو بر بشمرد
💡 هر کرا شد طایر همت خلاص از دام حرص هفت چرخش همچو مرغ سدره زیر شهپر است
💡 هفت بابا چار مادر با سه فرزند عزیز در کنار دایگان شادان و خندان یافتم
💡 2. اصحاب كهف نيز چنين بودند، هفت تن برگزيده و هشتمين سگشان بود.