لغت نامه دهخدا
هاله شدن. [ ل َ / ل ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) هاله زدن. به دور چیزی گرد شدن:
بیا ساقی آن رشک ماه تمام
که شد هاله بر گرد آن دور جام.قاسمی گنابادی ( از ارمغان آصفی ).
هاله شدن. [ ل َ / ل ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) هاله زدن. به دور چیزی گرد شدن:
بیا ساقی آن رشک ماه تمام
که شد هاله بر گرد آن دور جام.قاسمی گنابادی ( از ارمغان آصفی ).
(مصدر ) هاله افتادن: (( بیا ساقی آن رشک ماه تمام که شد هاله بر گرد آن دور جام. ) ) ( قاسمی گنابادی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوک پستان و هاله دور پستان توانایی تحریک شدن جنسی را دارا هستند و در برخی زنان تحریک شدید این نواحی میتواند منجر به اوج لذت جنسی شود.
💡 بیاشتهایی، تهوع، استفراغ، درد شکم اغلب با مصرف مقادیر زیاد دارو مشاهده میشود. اختلالات بینایی(مشاهده هاله سبز رنگ اطراف اجسام)، بزرگ شدن سینه، سردرد، خوابآلودگی، اغتشاش فکر، توهم،هایپرکالمی، آریتمی و بلوک قلبی با مصرف این دارو گزارش شدهاست.
💡 با نزدیک شدن به پایان شمارش آرای انتخابات پارلمانی ترکیه، حزب عدالت و توسعه نه تنها به دو سوم آرای مورد نیاز برای تصویب طرح تغییر نظام سیاسی ترکیه در پارلمان ترکیه یا ۶۰ درصد آرای مورد نیاز برای پیشنهاد رفراندوم برای این کار دست نیافت، بلکه اکثریت پارلمان را نیز از دست داد و توانایی این حزب برای تشکیل دولت در هالهای از ابهام فرورفت.