نیم گرد

لغت نامه دهخدا

نیم گرد. [ گ ِ ] ( ص مرکب ) که شکل آن به گردی نزدیک باشد. نزدیک به کروی. شبیه به دایره یا کره. || آنچه به شکل نصف دایره باشد. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به معنی قبلی شود. || ( اصطلاح بنایی ) آجری که یک نبش آن را چون قوسی بسایند زینت ظاهر بنا را. ( یادداشت مؤلف ). نوعی آجر که لبه اش پخ و گرد باشد. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

۱. نیم دایره.
۲. (اسم ) نوعی آجر که لبۀ آن پخ و گرد است.

جمله سازی با نیم گرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاکم که سینه ام هدف تیر عالم است گردون نیم که با همه کس در کمان نهم

💡 به تنها گریزان و دل با دو نیم ز گردان ایران پر اندوه و بیم

💡 آه بر آیینهٔ گردون کشیدم نیم‌شب وین کبودی بین که در رخسار ماه آورده‌ام

💡 نیمی ز دلم باد شد و نیمی گرد نیمی ز تنم گرم شد و نیمی سرد

💡 بزد نیزهٔ او به دو نیم کرد نشست از بر اسپ و برخاست گرد

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز