لغت نامه دهخدا
نشان رفتن. [ ن ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) در تیراندازی، قراول رفتن. ( یادداشت مؤلف ). نشانه رفتن. رجوع به نشانه رفتن شود.
نشان رفتن. [ ن ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) در تیراندازی، قراول رفتن. ( یادداشت مؤلف ). نشانه رفتن. رجوع به نشانه رفتن شود.
در تیر اندازی قراول رفتن. نشانه رفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر نیمپرده برابر با ۱۰۰ سنت در نظر گرفته میشود. از آنجا که هر اکتاو در گام دیاتونیک برابر با ۱۲ نیمپرده است، پس هر اکتاو برابر ۱۲۰۰ سنت خواهد بود. اندازهگیری بسامد صداها نشان میدهد که با هر اکتاو بالاتر رفتن صدا، بسامد آن دو برابر میشود. بنا بر این با هر سنت بالاتر رفتن یک نت، بسامد صدایش به نسبت
💡 یکی از عناصر انقلاب مخملی به صدا درآوردن جرینگ جرینگ کلیدها برای نشان دادن حمایت از اعتراضات بود. این عمل دو معنا داشت - نماد باز شدن قفل درها و روش تظاهرکنندگان برای گفتن: "خداحافظ، وقت رفتن به خانه است" به کمونیستها بود."