ناله گری

لغت نامه دهخدا

ناله گری. [ ل َ /ل ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل و صفت ناله گر:
یار ار گهی به چاره گری یاریم نکرد
باری حسن به ناله گری یار شد مرا.میرحسن دهلوی ( از آنندراج ).رجوع به ناله گر و ناله شود.

فرهنگ فارسی

نالندگی نالانی: یارار گهی بچاره گری یاریم نکرد باری حسن بناله گری یا رشد مرا. ( حسن دهلوی آنند.لغ. )

جمله سازی با ناله گری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون صبح مصفا، دلم از ناله شبهاست صیقل گری آه من، آیینه جلا کرد

💡 «من هنوز از خانم جانسون در پنجاه طیف تاریک‌تر خوشم می‌آید، حتی اگر این مساله سخت بنظر می‌آید. دوباره، قصه دربارهٔ عشق و جدایی آناستازیا استیل (خانم جانسون) و دوست پسر میلیونرش، کریستین گری (جیمی درنان) بود؛ مردی با عضلات تراشیده و وسایل گران و مشکلات ناراحت‌کننده. زد و خوردهایی رخ داد: شلیک شد، یک تجاوزگر تنبیه شد و دست و پای آناستازیا بسته شد. عمدتاً او سبقت می‌گرفت و عقب نشینی می‌کرد (بطور مکرر)، آه و ناله می‌کرد و هربار که کریستین سعی داشت خارج از اتاق خواب بر او مسلط شود، تعجب می‌کرد.»

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز