نافرجام گو

لغت نامه دهخدا

نافرجام گو. [ ف َ ] ( نف مرکب ) که لغو گوید. که بیهوده گوید. که سخن لغو ادا کند:
طلب کردند نافرجام گوئی
گره پیشانئی آژنگ روئی.نظامی.

جمله سازی با نافرجام گو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با اینکه کوشش شده‌است تا این خانواده زبانی را پیوسته به زبان‌های هند و اروپایی بشناسانند، ولی اختلاف دستوری عمومی این زبان‌ها با زبان‌های هندواروپایی این کوشش را نافرجام گذارده‌است.

💡 مرا صد بار بر دل هست از این ایام نافرجام تواش ای نازنین بر دل منه هجران به سر بارم

💡 پيام امام خمينى (ره ) به مناسبت سوء قصد نافرجام به جان آيت الله خامنهاى(22)

💡 آفرین بر ساقی ما باد و بر مستی او گرچه جامی می کشد، بد مست و نافرجام نیست

💡 امشب شب وصلست هان نوبت مزن ای نوبتی مرغ سحر گو برمکش آواز نافرجام را

💡 پیامی کرد کز شرمندگی مردم که گفت او را شکایت گونه‌ای کز بخت نافرجام می‌کردم

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز