نازک منش
مترادفها
زودرنج، حساس، کمطاقت
متضادها
سختگیر، محکم، استوار
لغت نامه دهخدا
نازک منش. [ زُ م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) نازک طبیعت.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - حساس زودرنج نازک طبع. ۲ - نازک خوراک نازک چر.
جمله سازی با نازک منش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون در دل سوزان منش هست مقام نازک تنش ار گرم بود نیست عجب
💡 کنون تُرُش منشین چون به عرض گه رفتی متاعِ نازک و بازارِ تیز و تر دیدی