لغت نامه دهخدا
نازک خوراک. [ زُ خوَ / خ ُ ] ( ص مرکب ) نازک خوار. نازک چر.
نازک خوراک. [ زُ خوَ / خ ُ ] ( ص مرکب ) نازک خوار. نازک چر.
( صفت ) نازک خوار.
💡 توپهای رنگی که برای نشان دادن اصابت استفاده میشود. توپها کپسولهای گرد ژلاتینی حاوی پلی اتیلن گلایکول و رنگهای خوراکی هستند که مادهای رنگی غیر سمی است که قابل حل شدن در آب است. کیفیت توپها به تردی آنها ضخامت پوسته و گردی آنها بستگی دارد. توپهای با کیفیت دارای پوستی نازک و کاملاً گرد با رنگی درخشان هستند که ویژه استفاده در مسابقات رسمی میباشند.
💡 خرما خود گیاهی است تکلپهای و گرمسیر جزو تیره نخلها که میوهاش خوراکی و دارای هستهای سخت و پوست نازک و طعم شیرین که به شکل خوشهای بزرگ از شاخه آویزان میگردد و برگهای آن بزرگ است.
💡 خُرما یا نخل خرما (نام علمی: Phoenix dactylifera) گیاهی تکلپهای و گرمسیری از تیره نخلها است که میوهای خوراکی و دارای پوستی نازک و طعمی شیرین و هستهای سخت است. میوهها به شکل خوشهای بزرگ از شاخه آویزان میگردند و برگهای آن بزرگ است. ارتفاع نخل به ۱۰ تا ۲۰ متر یا بیشتر میرسد.