لغت نامه دهخدا
ترک ا. [ ت َ رَ کُل ْ لاه ] ( اِخ ) از القاب امیرخسرو دهلوی. رجوع به فهرست کتابخانه سپهسالار ج 2 ص 517 شود.
ترک ا. [ ت َ رَ کُل ْ لاه ] ( اِخ ) از القاب امیرخسرو دهلوی. رجوع به فهرست کتابخانه سپهسالار ج 2 ص 517 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای خیالی ترک این یارانِ کم نعمت بگو تا نکورویان نگویندت فلان بد مذهب است
💡 ناصحا، من عاشقم، این پند را دادن چه سود؟ گر توانی ترک این سودای مادرزاد کن
💡 مردم این روستا از دامداری و کشاورزی دیم گذران زندگی مینمایند. این روستا درگیر خشکسالی شدید می باشد و مردم به تدریج در حال ترک این منطقه می باشند.
💡 ما و سودای سرِ زلفت که در بازار عمر گر رود سرمایه نتوان ترک این سودا گرفت
💡 خیلی سریع بعد از ترک این تیم با پیشنهاد پورتو روبرو شد و با این تیم قرارداد بست. با رهبری او پورتو قهرمان پورتوگز کاپ پرتغال شد و بعد از آن دو بار قهرمان لیگ نیز شد.