لغت نامه دهخدا
میوه دان. [ می وَ / وِ ] ( اِ مرکب ) میوه خوری. مِخرَف. ظرفی که در آن میوه نهند. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به میوه خوری شود.
میوه دان. [ می وَ / وِ ] ( اِ مرکب ) میوه خوری. مِخرَف. ظرفی که در آن میوه نهند. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به میوه خوری شود.
میوه خوری ظرفی که در آن میوه نهند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شکوفه چون همیریزد عقیبش میوه می خیزد بقا در نفی دان که من بدید از نابدیدستم
💡 حقیقت دان که دنیا بوستانست ولی آن سر در او میوه عیانست