لغت نامه دهخدا
مورچه پا. [ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) مورچه پی. مورچپه. ریشی با مویهای کوتاه چون پای مورچه. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به مورچه پی شود.
مورچه پا. [ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) مورچه پی. مورچپه. ریشی با مویهای کوتاه چون پای مورچه. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به مورچه پی شود.
مورچه پی. ریشی با مویهای کوتاه چون پای مورچه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر تو ای تخت سلیمان به سر ما زین دست رفت خواهی عجب ار مورچه در پا نرود
💡 18 - تـا بـه سـرزمين مورچگان رسيدند، مورچه اى گفت: اى مورچگان ! به لانه هاى خودبرويد تا سليمان و لشكرش شما را پايمال نكنند در حالى كه نمى فهمند!.
💡 بر تن عاجز تو بهر چه بود این همه رنج زیر پا مورچه ای از تو نرنجیده هنوز
💡 عدم منافات علم سليمان عليه السّلام به منطق الطير با فهميدن كلام مورچه
💡 نـظـيـر ايـن تـعـبـيـر در جـاى ديـگـر قـرآن بـه عـنـوان(مـثـقـال ذرة ) (سـنگينى يك ذره ) (يك مورچه بسيار كوچك يا يك جزء كوچك از خاك وغبار) آمده است (زلزال آيه 7).