لغت نامه دهخدا
منه ئی. [ م ِ ن ِ ] ( اِخ ) رجوع به منس شود.
منه ئی. [ م ِ ن ِ ] ( اِخ ) رجوع به منس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 567 - عن ابى عبدالله عليه السلامقال قال ابوجعفر عليه السلام العز رداء الله و الكبر ازاره فمنتناول شيئا منه اكبه الله فى جهنم.
💡 349- وسائل، ج 5، ص 126. الغرامة مايلزم ادائه، و منه يستحب غرامة الصبى،مجمع البحرين، (غرم ).
💡 تقویم آلابیلمم اله، گؤردوم منه تقویم، «گؤزداغ» دیکی (تقویمی) ده گئتدی الیمیزدن.
💡 به کوی عشق منه بی دلیل راه قدم که اولین قدمش صد هزار فرسنگ است
💡 10 - نزول باران از آسمان و تهيه آب آشاميدنى از آن (هو الذىانزل من السماء ماء لكم منه شراب ).
💡 پری رخا منه از دست یکزمان شیشه قرابه پر کن و در گردش آر آن شیشه