لغت نامه دهخدا
ملائک پی. [ م َ ءِ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب ) رجوع به ملایک پی شود.
ملائک پی. [ م َ ءِ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب ) رجوع به ملایک پی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ورد ملائک بود نامهٔ اعمال من تا شده از صدق دل مدح تو عنوان او
💡 از آن بر ملائک شرف داشتند که خود را به از سگ نپنداشتند
💡 سجده تو را کردهاند خیل ملائک به جمع چشم بدان را بسوز بر سر مجمع سپند
💡 اموری که کاملاً از ماده و حرکت جداست و نمیتواند با ماده مخلوط شود؛ مانند خالق متعال و برخی ملائک.
💡 ملائک رابه داغ رشک مرغان هوا سوزد به سوی دشت هر گه، با صدای طبل باز آید
💡 از پی تایید او صف ملائک رسید آخته شمشیر غیب، تاخته چون شیر غاب