لغت نامه دهخدا
مفتول کش. [ م َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) در هندوستان تارکش گویند. ( آنندراج ). مفتول ساز.
مفتول کش. [ م َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) در هندوستان تارکش گویند. ( آنندراج ). مفتول ساز.
در هندوستان تار کش گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوزن نخکن وسیلهای است برای کمک به رد کردن نخ از سوراخ سوزن. انواع آن فراوان است، اما رایجترین نوع آن به شکل مفتول نرمی است که به شکل لوزی درآمده و از یک گوشه به یک تکه پلاستیک وصل است. استفاده از آن به این شکل است که حلقهٔ مفتول را از داخل سوراخ سوزن عبور میدهند، سپس نخ را از درون حلقهٔ مفتول رد میکنند، و در نهایت با کمک دستهٔ سوزن نخکن، حلقهٔ مفتول را همراه نخ از سوراخ سوزن بیرون میآورند.
💡 ترجمه: مردم سخنانشان را به وسیله مفتول آهن (سیم) خواهند گفت؛ و با راه دور گفتگو خواهند کرد.
💡 مفتولهای خیلی نازک معمولاً بهصورت دسته کشیده میشوند. در یک دسته، مفتولها بهوسیله یک فلز با خواص مشابه ولی با مقاومت شیمیایی کمتر مجزا شدهاند تا بتوان بعد از کشش، مفتول را از فلز جدا کرد. اگر کاهش سطح مقطع از ۵۰ درصد بیشتر باشد، ممکن است مفتول، قبل از اینکه بتواند دوباره کشیده شود، به یک مرحله میانی بازپخت نیاز داشته باشد.
💡 امروزه در سیمهای بمتر، روی روده سیم فلزی نازکی میپیچند و در سیمهای زیرتر از مفتول فلزی تنها استفاده میشود.