مزدا پرست

لغت نامه دهخدا

مزداپرست. [ م َ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) پرستنده مزدا. رجوع به مزدا و اهورامزدا شود.

فرهنگ فارسی

پرستنده مزدا

جمله سازی با مزدا پرست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مزدا پرستان باید او را دربند کشند، نخست دست‌هایش را ببندند، آنگاه جامه‌هایش را از تن برگیرند، پس آنگاه پوستش را از تن برکشند و سرش را از تن ببرند و مردارش را نزد آزمندترین پرندگان آفریده سپند مینو، نزد پرندگان مردارخوار، نزد غرابان بیندازند و چنین بگویند «مردی که در اینجاست، از همه اندیشه‌ها و گفتار ها و کردار های اهریمنی خویش پشیمان شده است...»»

💡 این یادبود پدید آمده‌است از بغ مزداپرست، خدایگان نرسی شاهنشاه ایران و انیران که چهر (نژاد) از ایزدان دارد. او فرزند بغ مزدا پرست، شاپور یکم، شاهنشاه ایران و انیران و نوادهٔ اردشیر یکم شاهان شاه است. این یادبود به فرمان نرسی شاهان شاه بنا شد. من شاه ارمنستان بودم و بهنام خود سوگند شکست و اسیر اهریمن و دیوان شد و همهٔ راه‌ها را بست و بدین روال نه برابر ما راهی بود و نه (....) برابر شاهزادگان (....) و بزرگان و آزادگان [=نجیبان] و پارسیان و پارتیان.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران