لغت نامه دهخدا
مداخل بردن. [ م َ خ ِ ب ُ دَ ]( مص مرکب ) سود کردن. فایده بردن. از کار و کسب و تجارت عواید حاصل کردن. || از طریق نامشروع و غیرقانونی و اغلب نامشهود از قبیل رشوه و باج سبیل و حق و حساب پولی به جیب زدن و درآمدی حاصل کردن.
مداخل بردن. [ م َ خ ِ ب ُ دَ ]( مص مرکب ) سود کردن. فایده بردن. از کار و کسب و تجارت عواید حاصل کردن. || از طریق نامشروع و غیرقانونی و اغلب نامشهود از قبیل رشوه و باج سبیل و حق و حساب پولی به جیب زدن و درآمدی حاصل کردن.
سود بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هدف از درمان کاهش خونریزی از ضایعات عروقی است. گاه برای از بین بردن ناهنجاریهای عروقی از جراحی یا سایر مداخلات هدفمند استفاده میشود.