مایه به مایه

مترادف‌ها

تدریجی، گام به گام، مرحله به مرحله، رفته رفته

لغت نامه دهخدا

مایه به مایه. [ ی َ / ی ِ ب ِ ی َ / ی ِ ] ( ق مرکب ) رأس المال. فروختن چیزی به بهای خرید و بدون سود. مایه کاری. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). و رجوع به مایه کاری شود.

جمله سازی با مایه به مایه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به سود داشتم امیدها درین بازار نماند مایه به دستم ز خودفروشی‌ها

💡 گفتی که چه داری به خریداری لعلش جز اشک گران مایه به دستم گهری نیست

💡 در سخن این مایه به هم کرد و بس این تن بس سست و دل بس فگار

💡 هم قاصد جانان سبک از راه نماید هم‌جان گران مایه به تن سخت گران شد

💡 چه مایه ز یاران ما کشته شد چه مایه به خاک اندر آغشته شد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران