لغت نامه دهخدا
لگدخوار. [ ل َ گ َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) که تحمل لگد خوردن دارد. که لگد خورد:
درخت تو از آن آمد لگدخوار
که دارد بچه خود را نگونسار.نظامی.
لگدخوار. [ ل َ گ َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) که تحمل لگد خوردن دارد. که لگد خورد:
درخت تو از آن آمد لگدخوار
که دارد بچه خود را نگونسار.نظامی.
( صفت ) آن که لگد خورد کسی که تحمل لگد خوردن کند: درخت تود ازان آمد لگد خوار که دارد بچه خود را نگونسار. ( نظامی لغ )
که تحمل لگد خوردن دارد که لگد خورد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر خواجه محض آزمون چون اشتر مست حرون بر مردم خوار زبون نهمار پراند لگد