لعبت گر

لغت نامه دهخدا

لعبت گر. [ ل ُ ب َ گ َ ] ( ص مرکب ) لعبت ساز.

فرهنگ عمید

لعبت ساز.

جمله سازی با لعبت گر

💡 بزم تو از ساقیان سرو قد چون بوستان قصر تو از لعبتان قند لب چون قندهار

💡 جمال خویش چمن را به عاریت دادند بتانِ خَلُّخی و لعبتان کاشانی

💡 سیاه دل ترم از چشم لعبتان ختن کزو به وقت سخن همچو غمزه جادو نیست

💡 چون لعبت باغ پرده بگشود از رو و افکند بنفشه تاب در حلقه ی مو

💡 چهره ی خوب تو رشک لعبت نوشاد نرگس مستت بلای جادوی کشمیر

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز