جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 1301 ق. براى قلعه آقا عبدالله سالى فراموش ناشدنى بود. ستاره بخت اين قلعه ازياد رفته، از خانه كلين سيد على، كشاورز پاك نهاد آبادى، برآمد (635) وآرام آرامسمت مركز آسمان دانش و پرهيزكارى روان شد.
💡 سالهاى آغازين دانش اندوزى با همه دشواريها شتابان گذشت و فرزندپاكدل سيد على در اين مدت با الفباى جاودانگى وكمال آشنا شد. پاى بندى نوباوه آسمان تبار قلعه آقا عبدالله به آيين وحى در اينسالها روستاييان سخت كوش را شگفت زده ساخت.
💡 قلعه آقا خان لیراوی مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان دیلم، روستای حصار واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۸۷۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 روزگار مرجعيت ستاره تابناك قلعه آقا عبدالله را بايد در شمار دشوارترين سالهاىزندگى وى جاى داد. آن بزرگمرد در انجام دادن وظيفه سنگين رهبرى مسلمانان به هيچ چيزجز يارى امامان معصوم عليه السلام دل نبسته بود. نگاهى به يكى از رخدادهاى آنسالهاى دشوار مى تواند ما را در درك ميزانتوكل و ايمان آن فقيه وارسته يارى دهد:
💡 ناگفته پيداست كه چنين سفرهاى پربارى هرگز از چشم عنايت پيشوايان دين پنهان نمىماند. آنچه در راه سامرا بر فقيه پاكدل قلعه آقا عبدالله گذشت نشانه روشن درستىاين سخن است. در اين سفر نيكمردى به نام ميرزا باقر عبافروش مجتهد وارسته نجف راهمراهى مى كرد، اندك اندك توان سيد كاستى پذيرفت. ناگزير ميانه راه بر زمين نشستو گفت: ديگر نيرو ندارم. شمار به راهتان ادامه دهيد.
💡 خبر وجوب سفر فرزند به نجف براى مادر پاكدامن قلعه آقا عبدالله ناگوار بود. ولىاو هرگز به خود اجازه نمى داد در برابر تكليف شرعى سيد محمود بايستد. پس برخواستهاى ديرينش پاى نهاد و در بامدادى سرد هجرت فرزند دلبندش را به تماشانشست.