قزل لو

لغت نامه دهخدا

قزل لو. [ ق ِ زِ ] ( اِخ ) دهی از بخش سراسکند شهرستان تبریز واقع در 48 هزارگزی شمال باختری سراسکند و 18 هزارگزی شوسه تبریز به سراسکند و 10 هزارگزی خط آهن میانه به مراغه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنه آن 216 تن. آب آن از چشمه و رود و محصول آن غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی از بخش سراسکندر شهرستان تبریز واقع در ۴۸ هزار گزی شمال باختری سراسکندر و ۱۸ هزار گزی شوسه تبریز سراسکندر و ۱٠ هزار گزی بخط آهن میانه مراغه و موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است.

جمله سازی با قزل لو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه‌های باستانی موجود در روستا نشان از قدمت تاریخی روستاست ازتپه‌های باستانی روستا می‌توان از تپه موسوم به گنج تپه، قزل قیه، قالاداغی و کربلا داغی، جیگرکلگی و … نام برد.

💡 از نخستین نوشته‌های ثریا قزل‌ایاغ، کتاب راهنمای بازی‌های ایران در همکاری شهلا افتخاری است که در سال ۱۳۷۹ از سوی دفتر پژوهش‌های فرهنگی کمیسیون ملی یونسکو در ایران منتشر شد.

💡 زمین خدیو قزل ارسلان که خدمت او به یادگار شه ماضی ارسلان دارم

💡 رطل گران کن که روی در طرب آورد شاه قزل ارسلان سپهر معالی

💡 قزل گفت چندین که گردیده‌ای چنین جای محکم دگر دیده‌ای؟

💡 خیابان تربیت تبریز محوطه جلوی مسجد قزلی در تبریز واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۳۹۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.