لغت نامه دهخدا
قامت کردن. [ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مراد از آن قد قامت الصلوة گفتن است. قامت بستن:
بر در مسجد گذاری کن که پیش قامتت
در نماز آیند آنهائی که قامت میکنند.اوحدی ( از آنندراج ).
قامت کردن. [ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مراد از آن قد قامت الصلوة گفتن است. قامت بستن:
بر در مسجد گذاری کن که پیش قامتت
در نماز آیند آنهائی که قامت میکنند.اوحدی ( از آنندراج ).
( مصدر ) قامت بستن.
مراد از آن قد قامت الصلوه گفتن است قامت بستن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نکردی سجده ای ز اخلاص تا افراختی قامت به بام کعبه عمرت رفت در کسب هوا کردن