فلنگ را بستن
مترادفها
فرار کردن، جیم شدن، پا به فرار گذاشتن
متضادها
ماندن، مستقر شدن
فرهنگ معین
( ~. بَ تَ ) (مص ل. ) (عا. ) گریختن، فرار کردن.
ویکی واژه
(عا.)
گریختن، فرار کردن.
جمله سازی با فلنگ را بستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از فیلمها یا سریالهای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به پیرمرد صدسالهای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد، پیرمرد صدسالهای که فلنگ را بست و ناپدید شد و گزارش به خداوند اشاره کرد.
💡 وقتی پلیس به محل حادثه رسید، متهمان بلافاصله قبل از بازداشت شدن، از درِ پشتی ساختمان فرار کردند و سعی کردند با سرعت فلنگ را ببندند.
💡 در جریان بازی فوتبال، بازیکن مقابل با دیدن پیشروی سریع مهاجم، سعی کرد با سرعت فلنگ را ببندد و از منطقه خطر دور شود تا پنالتی نشود.
💡 وقتی شاهد بودند که رئیس شرکت در حال پنهان کردن اسناد مالی از بازرسان است، او سریعاً چمدانش را برداشت و سعی کرد فلنگ را ببندد.