لغت نامه دهخدا
غرامت کردن. [ غ َ م َ ک َ دَ] ( مص مرکب ) تاوان گرفتن. غرامت گرفتن:
خون ما ریزد و بیرون برد از خنده لبت
کس به تنگ شکرش نیز غرامت نکند.میرخسرو ( از آنندراج ).
غرامت کردن. [ غ َ م َ ک َ دَ] ( مص مرکب ) تاوان گرفتن. غرامت گرفتن:
خون ما ریزد و بیرون برد از خنده لبت
کس به تنگ شکرش نیز غرامت نکند.میرخسرو ( از آنندراج ).
( مصدر ) تاوان گرفتن غرامت گرفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دولت توکوگاوا به پرداخت غرامت یک صد هزار پوند استرلینگ برای مرگ ریچاردسون ملزم شد. همچنین برای این قتل پرداخت غرامت جنگ سنگینی از ساتسوما مطالبه شد و یک اسکادران از کشتیهای نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا برای مرعوب کردن دایمیو و وادار کردن او به پرداخت این غرامت به بندر ساتسوما در کاگوشیما رفت. در پاسخ به این حرکت دایمیو بطرف کشتیها از ساحل شلیک کرد و کشتیهای بریتانیایی را به آتش کشید. این کشتیها هم در حملهای تلافیجویانه شروع به بمباران کاگوشیما کردند.
💡 این پیشنهاد شرطهای ۱و۲و۴ قانون ملی کردن صنعت نفت را بدون هیچ قیدی تصدیق میکرد، یعنی اصل ملی شدن را به رسمیت میشناخت و بر کنترل کلیه عملیات صنعت نفت توسط دولت ایران تأکید داشت و اختیار انحصاری ایران را نیز در زمینه استفاده از متخصصان، از حقوق حقه دولت ایران میدانست؛ در حالیکه سه اصل دیگر قانون ملی شدن صنعت نفت، یعنی طریقه فروش، طرز تعیین غرامت و میزان و نحوه پرداخت آن و همچنین قیمت فروش نفت با قانون ۹ مادهای اجرای قانون نفت تطبیق نمیکرد.