علی سیاه خراب

لغت نامه دهخدا

علی سیاه خراب. [ ع َ خ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دینور، بخش صحنه، شهرستان کرمانشاهان. واقع در 24هزارگزی شمال باختری صحنه، و 4هزارگزی باختر راه شوسه کرمانشاه به سنقر. ناحیه ای است دشت و سردسیر و دارای 45 تن سکنه. آب آن از رودخانه جامیشان تأمین می شود. و محصول آن غلات و حبوب است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با علی سیاه خراب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یعنی اذا تکلمتم فتکلموا بذکره. سخن که گوئید سخن خدا گوئید، و کتاب او خوانید، و حدیث او کنید. پیر بو علی سیاه قدس اللَّه روحه هر گه که درویشی سوخته‌ای بر وی در شدی، چراغ وی فرا چراغ وی داشتی، و از درد دل بنالیدی، گفتی: مردی‌ام فارغ.

💡 مردی بود او را بو علی سیاه گفتندی، یگانه عصر خویش بود، هر گه کسی در پیش وی رفتی، گفتی، مردی‌ام فارغ شغلی ندارم، روشنایی چشم من آنست که از مردان راه وی کسی را بینم یا با کسی حدیث وی میکنم.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز