عدم قطعیت بحرانی
مترادفها
تردید اساسی، شک شدید
فرهنگستان زبان و ادب
{critical uncertainty} [آینده پژوهی و آینده نگری] مسائلی دربارۀ آیندۀ یک پدیده که پیش بینی آن دشوار است، ولی تأثیر چشمگیری بر موفقیت برنامه های دردست اجرا دارد
ویکی واژه
مسائلی دربارۀ آیندۀ یک پدیده که پیشبینی آن دشوار است، ولی تأثیر چشمگیری بر موفقیت برنامههای دردستاجرا دارد.
جمله سازی با عدم قطعیت بحرانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 (که مثلاً میزان رای به یک نامزد انتخابات را مدل میکند) یک توزیع احتمالاتی است که میزان عدم قطعیت یک فرد را در مورد آن کمیت قبل از مشاهده داده نشان میدهد. کمیت احتمالاتی میتواند پارامتر یا متغیر نهان باشد.
💡 محدودیت اصلی دقت در موقعیت جغرافیایی سطح نور به دلیل عدم قطعیت در میزان تضعیف سطح نور محیط در هر زمان خاص است. تضعیف نور میتواند دلایل زیادی داشته باشد، مانند ابر، پرها، شاخ و برگ و پستی و بلندیهای زمین. به همین دلیل، کیفیت محاسبات مکان حاصل برای گونهها، تکنیک چسباندن برچسب، زیستگاه و رفتار متفاوت است.
💡 در محاسبات پیچیده مهندسی هوافضا، وجود هرگونه عدم قطعیت بحرانی در اندازهگیری پارامترهای فشار و دما میتواند منجر به شکست فاجعهبار ساختار هواپیما شود.
💡 اقتصاددانان معتقدند که عدم قطعیت بحرانی در سیاستهای پولی بانک مرکزی، میتواند باعث نوسانات شدید در بازارهای مالی و کاهش اعتماد سرمایهگذاران خارجی شود.
💡 در مدلسازیهای اقلیمی، عدم قطعیت بحرانی در دادههای مربوط به ذوب شدن یخچالهای قطبی، پیشبینی دقیق آینده زمین را برای دانشمندان بسیار دشوار کرده است.