شش عروس

لغت نامه دهخدا

شش عروس. [ ش َ / ش ِ ع َ ] ( اِخ ) شش بانو. ( ناظم الاطباء ). شش خاتون. ( از آنندراج ). به معنی شش خاتون است که کنایه از زحل و مشتری و مریخ و زهره و عطارد و ماه باشد. ( برهان ). رجوع به شش بانو و شش خاتون شود.

فرهنگ عمید

= شش بانو

فرهنگ فارسی

شش سیاره: زحل مشتری مریخ زهره عطارد قمر ( در نظر قدما ).

جمله سازی با شش عروس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عروس طبع یک دانا اگر جز بر تو عیش آرد زبان جهل صد دانا به جهلش بر مقر بادا

💡 هر دم چو نو عروس کند جلوه دگر گه بر زمین سهی و گهی بر فلک سهاست

💡 بر خوانچه تعزیت بسی دید ستم بر خوان عروسی نبود جوز و پنیر

💡 پاتختی از مجالسی پس از مراسم عروسی است که در بسیاری موارد بلافاصله بعد از شب عروسی و در اولین صبح برگزار می‌شود که با شرکت نزدیکان عروس و داماد همراه می‌باشد.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به عروس را ببوس و هوسران اشاره کرد.

💡 عروس گل که به نازش به حجله آوردند به عشوه بازدهندش به باد رخت و جهیز

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز