واژه «شش خاتون» در متون کهن فارسی و منابع نجومی قدیم به مجموعهای از شش جرم آسمانی اشاره دارد که در باورهای اخترشناسی سنتی نقش مهم و نمادین داشتهاند. این شش عنصر شامل ماه و پنج سیاره شناختهشده آن زمان یعنی عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل بودهاند که در مجموع به صورت نمادین «شش بانو» یا «شش خاتون» نامیده میشدند. در نگاه قدما، این اجرام آسمانی نه تنها پدیدههای طبیعی بلکه موجوداتی مؤثر و دارای تأثیرات ویژه بر سرنوشت انسان و جهان تلقی میشدند. به همین دلیل برای آنها نامهای زنانه مانند خاتون، بانو یا عروس به کار میرفت تا جایگاه محترم و اثرگذارشان در کیهان نشان داده شود. در این نظام فکری، ماه و سیارات مذکور هر یک نماینده نیروها و ویژگیهای خاصی در عالم طبیعت و زندگی انسانها بودند. به عنوان مثال، زهره نماد زیبایی و محبت، مریخ نماد جنگ و قدرت، و مشتری نماد برکت و بزرگی تلقی میشد. کاربرد اصطلاح «شش خاتون» در متون ادبی و نجومی، بازتابی از نگرش نمادین و اسطورهای به آسمان در فرهنگهای گذشته است. این ترکیب نشان میدهد که انسانهای قدیم برای فهم جهان هستی، به اجرام آسمانی شخصیت و نقشهای انسانی نسبت میدادند. در برخی منابع، این شش جرم با عنوانهایی مانند «شش بانو» یا «شش عروس پیر» نیز شناخته شدهاند که همگی به یک مفهوم اشاره دارند. در مجموع، «شش خاتون» اصطلاحی کهن برای نام بردن از ماه و پنج سیاره اصلی در نظام نجومی قدیم است که با نگاهی نمادین و فرهنگی معنا یافته است.
شش خاتون
لغت نامه دهخدا
شش خاتون.[ ش َ / ش ِ ] ( اِخ ) شش بانو. ( ناظم الاطباء ). شش بانوست که شش کوکب زحل و مشتری و مریخ و زهره و عطارد و ماه باشد. ( آنندراج ) ( برهان ). رجوع به شش بانو شود.
فرهنگ عمید
= شش بانو
فرهنگ فارسی
شش سیاره: زحل مشتری مریخ زهره عطارد قمر ( در نظر قدما ).