شال و کلاه کردن
مترادفها
غارت کردن، چپ کردن، سرقت کردن
فرهنگ معین
(لُ کُ. کَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - لباس پوشیدن و عازم شدن. ۲ - (مجازاً ) تصمیم قطعی گرفتن، کمر همت بستن.
ویکی واژه
لباس پوشیدن و عازم شدن.
تصمیم قطعی گرفتن، کمر همت بستن.
جمله سازی با شال و کلاه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برنج از جمله محصولات کشاورزی این منطقه و باغداری، چای، پرورش دام و طیور و زنبور عسل، شیلات و پرورش آبزیان و کرم ابریشم از دیگر فعالیتهای این شهرستان میباشد. علاوه بر موارد مذکور تولید خشکبار از جمله شاه بلوط و صیفی جات و گل و گیاه زینتی نیز از منابع درآمدی مردم منطقه محسوب میشود. صنایع دستی شامل شال و جوراب و بافت حصیر، زیلو و سبد است.
💡 صنایع تقریباً در این ولایت وجود ندارد، بجز صنایع کوچک چرم که پوست قرهقل تولید میکند و چند کارگاه مقیاس کوچک که تولیدی فرش، شال و جواهرات دارند.
💡 مردم روستا به ویژه زنان، با بافت و تولید صنایع دستی مانند گلیم، جاجیم، شال و جوراب در بهبود وضعیت اقتصادی خانوار نقش مهمی ایفا میکنند.
💡 به محض اینکه خبر رسید که جشنواره فیلم برگزار میشود، جوانان شهر با هیجان فراوان شال و کلاه کردند تا به محل برگزاری مراسم بروند.
💡 دزدان شبانه پس از انجام سرقت، سریعاً وسایل خود را جمع کردند و با شال و کلاه کردن، به سمت جنگلهای تاریک و دورافتاده فرار کردند.
💡 مسافران گردشگر، صبح زود با شال و کلاه کردن و بستن کولهپشتیهای خود، راهی سفر هیجانانگیز به کوهستانهای مرتفع و زیبای شمال کشور شدند.