لغت نامه دهخدا
همت بستن. [ هَِ م ْ م َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) ابراز بلندنظری:
کف نیاز به حق برگشای و همت بند
که دست فتنه ببندد خدای کارگشای.سعدی.
همت بستن. [ هَِ م ْ م َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) ابراز بلندنظری:
کف نیاز به حق برگشای و همت بند
که دست فتنه ببندد خدای کارگشای.سعدی.
(هِ مَّ. بَ تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - عزم جزم کردن. ۲ - توجه و همُ خود را صرف کسی یا چیزی کردن.
(مصدر )۱- عزم جزم کردن قصد کاری کردن. ۲- توجه و هم خود را صرف کسی یاچیزی کردن: جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست ز مهر او چه می پرسی ? در او همت چه می بندی ? ( حافظ )
عزم جزم کردن.
توجه و همُ خود را صرف کسی یا چیزی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لب بستن از طلب روش همت است و بس گفتم مخواه تن زن و صد داستان مخواه