لغت نامه دهخدا
شاخ بند شدن. [ ب َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) شاخ بهم بند شدن، کنایه از شاخ به شاخ شدن. رجوع به شاخ به شاخ شدن شود.
شاخ بند شدن. [ ب َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) شاخ بهم بند شدن، کنایه از شاخ به شاخ شدن. رجوع به شاخ به شاخ شدن شود.
بصورت: شاخ بهم بند شدن کنایه از شاخ بشاخ شدن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نکند شاخ بند و عیدی وی عاجزم و آن خود درین حاله
💡 بی جل و شاخ بند هر دو بویم باده عید را بدنباله
💡 جل خود و شاخ بند و عید افروز از برای وجیه گوساله