سر کوک

لغت نامه دهخدا

سرکوک. [ س ُ ] ( ع ص ) شتر لاغر. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

شتر لاغر.

جمله سازی با سر کوک

💡 شرکت اینویستا در سال ۲۰۰۳ توسط شرکت صنایع شیمیایی دوپونت راه‌اندازی شد و در ماه اکتبر سال ۲۰۰۴ توسط شرکت صنایع کوک خریداری گردید.

💡 کاموزه در ابتدا یک فروشگاه جوراب‌بافی کوچک داشت، و در سال ۱۸۸۲ توانست شرکت لو کوک اسپورتیف را تأسیس کند.

💡 کند تا کوک دایم ساز عیش دوستانش را فلک از ماه نو مضراب زرین بسته بر ناخن

💡 خس بود در لفظ تازی کوک و اندر شاعری کوک زن بر سوزنی گر خوش براید لفظ خس

💡 امشب ز ساز مینا گرم است جای مطرب کوک است قلقل می با نغمه‌های مطرب

💡 اهل فن و جادو و کوک و کلک غیبت و غمازی و فیس و بزک