زه دیده

لغت نامه دهخدا

زه دیده. [ زِه ْ دی دَ / دِ ] ( ص مرکب ) کنایه از شوخ چشم و شوخ دیده و خیره باشد. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کنایه از شوخ چشم و شوخ دیده و خیره باشد.

جمله سازی با زه دیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خسرو چو در تو می نرسد، باری ار به لب دل را بر آب دیده نشاند، روان کند

💡 واژه‌هایی که به روش بالانده مشتق شده‌اند در زبان سانسکریت بسیار دیده می‌شوند اما در دیگر زبان‌ها هم یافت می‌شوند.

💡 به تن پیراهن صبرم قبا شد، دیده ام تا کی چو گل با هر خس و خاری بیک پیراهنت بیند؟!

💡 ۵. خستگی پذیری در علائم دیده می‌شود، یعنی با تکرار وضعیت برانگیزنده، از میزان پاسخ‌ها کاسته می‌شود.

💡 در اثنای این عبارت، از دیده دزدیده بمن اشارت کرد، چون دانستم که این سخن بامن می گوید و این نوال از من میجوید کیسه از نقد بپرداختم و آنچه بود بوی انداختم.

💡 کردیم پا ز دیده به عزم ره حرم ره بسته بود خار مغیلان گذاشتیم

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز