زل زل نگاه کرد

لغت نامه دهخدا

زل زل نگاه کردن. [ زُ زُ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خیره خیره دیدن کسی را. خیرخیر نگاه کردن. بربر نگاه کردن. ( از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زل زدن شود.

جمله سازی با زل زل نگاه کرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او با خشم به اتروسکان نگاه کرد و ایشان را گفت که «شما بَردگان آن شاه متکبر! به آزادی خودتان ارج نمی‌نهید، حالا آمده‌اید به آزادی دیگران حمله کنید؟!» پس اتروسکان نیزه‌هایشان را بر سر او ریختند و او هم سپرش را جلوی خود گرفت.

💡 پس از اتمام آهنگ، او طور جذابی به من نگاه کرد. من به ستمش رفتم و او را بوسیدم. سر و صدای مردم را می‌شنیدم و انگار عصبی شده بودند.

💡 و سرانجام در «دریایب کیخسرو» مندرج در روایت «تاریخ قم» و دریای کیخسرو یاد شده در بندهش، فصل ۲۲، بند ۸ هم باید از سر تأمل نگاه کرد.

💡 نقل است که ابراهیم وقتی در کشتی نشسته بود. بادی برخاست - عظیم - چنانکه کشتی غرق خواست شدن. ابراهیم نگاه کرد.

💡 به غضب نگاه کردی و دگر نگه نکردی نگهی دگر خدا را که خراب آن نگاهم

💡 زان گفت (او کشف) که دو گیتی نگاه کرد گیتی نمای هر دو جهان یک نگاه اوست

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز