زرد و زلال
لغت نامه دهخدا
زرد و زلال. [ زَ دُ زُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) در تداول عامه، اصفر فاقع. زردی زرد. آبکی. ( از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
در تداول عامه اصفر فاقع زردی زرد آبکی
جمله سازی با زرد و زلال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرفتم بر رخ زرد و دم سردم نبخشودی درین فریاد و آب چشم و بیداری چه میگویی؟
💡 به هلالی که نمود ابروی آن ماه و نمود رخ و بالای مرا زرد و نگون میگریم
💡 رنگهای اصلی عبارت اند از: قرمز، زرد و آبی؛ ولی از ترکیب آنها با یکدیگر و امتزاج آن با رنگ سفید است که دنیای وسیع رنگها، تا بینهایت، حاصل میآید.
💡 کارت زرد و قرمز در سال ۱۹۷۰ معرفی شدند. پیش از آن، کارت و اخطاری وجود نداشت؛ تنها اخراج و کارت قرمز بود.
💡 هر پاپ نشان مخصوص به خود را دارد. پرچم مخصوص پاپ اغلب به رنگ زرد و سفید پرچم واتیکان است و علائم پاپ (دو کلید به صورت صلیب) روی آن قرار دارند.
💡 چون شاخ رز به فصل خزان زرد و لاغرم تاگفته ای که از خم زلفت عنب دهم