لغت نامه دهخدا
زرپزی. [ زَ پ َ ] ( حامص مرکب ) گدازش زر. ( ناظم الاطباء ).
زرپزی. [ زَ پ َ ] ( حامص مرکب ) گدازش زر. ( ناظم الاطباء ).
گدازش زر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتا که سپید هات را قیری کن سودا چه پزی؟ پیر شدی پیری کن
💡 برخی از کاربردهای خمیر هزارلا در شیرینی پزی و غذا عبارتند از:
💡 جز عشق هر هوس که پزی زین سپس، هدر جز عیش هر عمل که کنی بعد ازین، هباست
💡 تا در بُنهٔ خویش مقام است ترا سودا چه پزی که کار خام است ترا
💡 پنج روزی که درین توده خاکت وطنست بتف آتش سودا چه پزی دیک هوس