لغت نامه دهخدا
زخمه کردن. [ زَ م َ / م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ساز زدن. ( آنندراج ). زخمه زدن. زخمه ساختن. زخمه سازی. نواختن. نواختن ساز با مضراب:
بالای مدیح تو سخن نیست
کس زخمه نکرد برتر از بم.خاقانی.
زخمه کردن. [ زَ م َ / م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ساز زدن. ( آنندراج ). زخمه زدن. زخمه ساختن. زخمه سازی. نواختن. نواختن ساز با مضراب:
بالای مدیح تو سخن نیست
کس زخمه نکرد برتر از بم.خاقانی.
ساز زدن زخمه زدن زخمه ساختن زخمه سازی نواختن نواختن ساز با مضراب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی دیگر از ادوات موسیقی بلوچستان بنجو است که صدای شلوغ و رسایی دارد. به هنگام نواختن، یک سر آن را روی زانو و سر دیگرش را روی زمین میگذارند و با دست راست با مضراب، زخمه میزنند و با دست چپ یکی از دکمههای فلزی را فشار داده تا میله متصل به دکمه سیمها را قطع کند و پرده را تغییر دهد و با کم و زیاد کردن فشار انگشتان روی دکمهها هر نت طنین خاصی پیدا میکند.
💡 این گران زخمهای است نتوانیم رقص بر پرده گران کردن