روش کردن
مترادفها
تمرین کردن، عادت کردن
لغت نامه دهخدا
روش کردن. [ رَ وِ ک َ دَ ]( مص مرکب ) رفتن. به پیش یا به بالا رفتن: در سر مزار ایشان چناری غریب و مهیب است که دستها هرطرف از سر قبر بابا گذرانیده و به بالا رفته و دیگر به پایین آمده و از طرفی دیگر به بالا از روی قبر روش کرده و بالا رفته چنانکه هیچ شکستی و ضربی بر قبر واقع نشده. ( مزارات کرمان ص 132 ). و رجوع به روش شود.
فرهنگ فارسی
رفتن. به پیش یا به بالا رفتن
جمله سازی با روش کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از این روش در زندانهای شوروی کمی بعد از فروپاشی این حکومت استفاده میشد. در این روش، مخالفان سیاسی شوروی در مراکز روانپزشکی روسیه نگهداری میشدند و با شوکهای الکتریکی و داروهای اختلال روانی، مورد شکنجه قرار می گرفتند. این برنامه پیشتر نیز در روسیه اجرا می شد، امروزه نیز برای ساکت کردن صدای مخالفان پوتین مورد استفاده قرار می گیرد.
💡 بهطور معمول و در ساختار سنتی، یک مدیر به عنوان رهبر تیم عمل میکند و مسئول تعریف اهداف، روشها، و عملکرد تیم است. با این همه مدل سلسله مراتبی همیشه راه حل مناسبی جهت رفع مشکلات و تداخلهای به وجود آمده در سازمان نمیباشد. تیمهای خودگردان با استفاده از مشخص کردن محدودهای واضح برای آزادی و مسئولیت پذیری، سعی در انجام وظایف به مؤثرترین روش ممکن دارند.
💡 برای این که این ۳ عمل را با دقت تعریف کنیم، روشی برای مشخص کردن مجموعهها لازم است. یک روش معمول برای این کار این است که برای هر مجموعه، یک عضو مشخص از آن را انتخاب کنیم و آن را نماینده این مجموعه بنامیم. در این صورت، تابع جستجو برای یک عضو، نماینده مجموعهای که این عضو در آن قرار دارد را برمیگرداند و تابع ادغام نماینده دو مجموعه را به عنوان ورودی میگیرد.