لغت نامه دهخدا
رشک کردن. [ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حسد ورزیدن. حسادت کردن. رشک آوردن. رشک خوردن. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به مترادفات کلمه شود.
رشک کردن. [ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حسد ورزیدن. حسادت کردن. رشک آوردن. رشک خوردن. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به مترادفات کلمه شود.
حسد ورزیدن. حسادت کردن. رشک آوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به فشار رشک بزمت نه چنان گداخت گلشن که میانه گل و مل رسد امتیاز کردن