لغت نامه دهخدا
( ذی المقدمة ) ذی المقدمة. [ ذِل ْ م ُق َدْ دَ م َ ] ( ع اِ مرکب ) رجوع به ذوالمقدمة شود.
( ذی المقدمة ) ذی المقدمة. [ ذِل ْ م ُق َدْ دَ م َ ] ( ع اِ مرکب ) رجوع به ذوالمقدمة شود.
=ذوالمقدمه
[ویکی فقه] ذی المقدمه به معنی شیء متوقف بر شیء دیگر به حسب وجود است.
ذی المقدمه، در لغت به چیزی گفته می شود که دارای مقدمه باشد و در اصطلاح، عبارت است از چیزی که وجود آن متوقف بر وجود مقدمه بوده و بین وجود آن و وجود مقدمه، تغایر _ هر چند اعتباری _ است؛ به بیان دیگر، ذی المقدمه چیزی است که بین آن و چیز دیگر ( مقدمه ) رابطه مقدمیت وجود داشته باشد؛ یعنی تحقق آن به تحقق مقدمه وابسته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از اين آيه استفاده شد كه نسبت صلوات به رحمت، نسبت مقدمه بذى المقدمه است، و يابه عبارتى نسبت برگشتن به نگاه كردن است كهاول بايد برگشت، سپس نظر كرد، و نيز مانند نسبت انداختن در آتش و سپس سوزاندن است.
💡 لهذا طالب حق را به غير دل و دلبر كارى نيست بلى، من باب المقدمه بر او لازم استتطهير و تنظيف قلب از انجاس و ارجاس، كه مقصود اخلاق رذيله بوده باشد، بلكه از ماسوى حق جل و علا كه تعبير از آن مى شود به (تخليه )، و آرايش قلب وصيقل دادن آن است به اطاعات و عبادات و صفات حسنه و اخلاق كريمه، تا قابليت ظهورحق جل و علا را بيابد كه تعبير از آن مى شود به (تجليه و تحليه )
💡 78- صحيح بخارى، كتاب البيوع، باب كراهيه السخب فى الاسواق، ج 2، ص10 و كتاب التفسير، باب تفسير سوره الفتح و كتابفضائل القرآن، باب اول؛ طبقات ابن سعد، چاپ اروپا، ج 1، ص 123 و ج 1، ق 2، ص17، 87، 89،؛ سنن ترمذى، كتاب المناقب، باباول؛ سنن دارمى، المقدمه، باب اول؛ مسند احمد، ج 2، ص 174، و ج 3، ص 467؛ طبقاتابن سعد، ج 1، ق 1، ص 64، 103، 104، 106، 108 و 111.
💡 صرف اينكه اين وسيله به حرام منتهى مى شود يا ما را به مصلحتى از مصالح مى رساند،دليل بر اخراج آن از تحت عمومات نمى تواند باشد، زيراتصور اينكه مقدمه، حكمى غيراز حكم ذى المقدمه داشته باشد، ممكن است، براى آنكه در خيلى از موارد، پس از اتيان بهذريعه و مقدمه، انسان مجبور نيست كه ذى المقدمه را نيز اتيان كند، بلكه مى تواند تركنمايد.
💡 تذكر: عبادت در آيه محل بحث اگر مخصوص اعمال معهود باشد وشامل عقايد نشود، چون عبادت بدون ايمان صحيح نيست و امر به ذى المقدمه عقلا مستلزموجوب مقدمه است، پس نسبت به كافران و منافقان واجب است ابتدا ايمان خالص راتحصيل و سپس عبادت كنند.
💡 458- سنن ترمذى كتاب المناقب، و ابن ماجه المقدمه، و مستدرك الصحيحين، ج 3، ص 149؛ مسند احمد، ج 2، ص 442؛ اسد الغابه، ص 11 و ج 5، ص 523؛ مجمع الزوائد، ج 9؛ ص 169؛ تاريخ بغداد، ج 8، ص 136؛ رياض النضره، ج 2، ص 199؛ ذخائر العقبى، ص 23.