دو به هم زنی

مترادف‌ها

سخن‌چینی کردن، تهمت زدن، بدگویی کردن، فتنه کردن

متضادها

آشتی دادن، صلح کردن، میانجی‌گری کردن

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص. )ایجاد اختلاف و نزاع کردن.

فرهنگ عمید

نفاق افکندن و به هم زدن دوستی و رابطۀ دو تن.

ویکی واژه

ایجاد اختلاف و نزاع کردن.

جمله سازی با دو به هم زنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نیمه نهایی: با تساوی بین کریستال پالاس و رویال انجینیرز در دور سوم، هر دو به دور بعد رسیدند. هر چهار تیم بازی تکرار را انجام دادند و تیم‌های پیروز صعود کردند.

💡 ما حكم كارهاى مشتبه را به تاءخير مى اندازيم، و در باره كسى كه ستم كرده يا گمراهشده سخن به درستى مى گوييم. على عليه السلام و عثمان به كوشش ‍ خودشان پاداشداده مى شوند، و من نمى دانم كدام يك از آنها به حق وارد شدند. خدا مى داند آن دو به چهچيز احضار مى شوند، و هر بنده اى به خداى خويش جداگانه ديدار مى كند.

💡 بدانکه بر تو گواهی دهند هر دو به حق دو چشم هر چه بدید و دو گوش هر چه شنود

💡 بر جان عاشقان زد و مرجان کمین گشای صف گرده است ور دو به یک غمزه بر شکن

💡 پدرش حجی محمد عطاردی از عشیره حمزکی و مادرش بانو شیرین از عشیره بادلی بودند و هر دو به زبان کرمانجی سخن می‌گفتند.

💡 تو بخسپی و عشق و دل گذران بی ز غش و غل ز ره خواب بر فلک خوش و سرمست دو به دو

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران