فرهنگ معین
( ~. ) (حامص. )ایجاد اختلاف و نزاع کردن.
( ~. ) (حامص. )ایجاد اختلاف و نزاع کردن.
نفاق افکندن و به هم زدن دوستی و رابطۀ دو تن.
ایجاد اختلاف و نزاع کردن.
💡 نیمه نهایی: با تساوی بین کریستال پالاس و رویال انجینیرز در دور سوم، هر دو به دور بعد رسیدند. هر چهار تیم بازی تکرار را انجام دادند و تیمهای پیروز صعود کردند.
💡 ما حكم كارهاى مشتبه را به تاءخير مى اندازيم، و در باره كسى كه ستم كرده يا گمراهشده سخن به درستى مى گوييم. على عليه السلام و عثمان به كوشش خودشان پاداشداده مى شوند، و من نمى دانم كدام يك از آنها به حق وارد شدند. خدا مى داند آن دو به چهچيز احضار مى شوند، و هر بنده اى به خداى خويش جداگانه ديدار مى كند.
💡 بدانکه بر تو گواهی دهند هر دو به حق دو چشم هر چه بدید و دو گوش هر چه شنود
💡 بر جان عاشقان زد و مرجان کمین گشای صف گرده است ور دو به یک غمزه بر شکن
💡 پدرش حجی محمد عطاردی از عشیره حمزکی و مادرش بانو شیرین از عشیره بادلی بودند و هر دو به زبان کرمانجی سخن میگفتند.
💡 تو بخسپی و عشق و دل گذران بی ز غش و غل ز ره خواب بر فلک خوش و سرمست دو به دو