نزاع کردن
مترادفها
دعوا کردن، جنگیدن، مشاجره کردن، ستیزه کردن
متضادها
صلح کردن، آشتی کردن
لغت نامه دهخدا
نزاع کردن. [ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کشمکش کردن. منازعه کردن. ستیزیدن:
یکی جهود و مسلمان نزاع می کردند
چنانکه خنده گرفت از نزاع ایشانم.سعدی.
فرهنگ فارسی
کشمکش کردن منازعه کردن.
جمله سازی با نزاع کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ۳ نوامبر ۲۰۱۶ اعلام شد که از خدمه فیلم در هنگام فیلمبرداری دزدی شدهاست. طبق ادعای استودیو فیلمبرداری، به دو زن حمله شده، پنج نفر از اعضای فیلمبرداری بستری شدهاند و همچنین تلفنهای همراه، کیفهای پول و طلا و جواهرات به سرقت رفتهاند. بنا به گزارش اعضای پروژه، آنها برای برپایی وسایل فیلمبرداری در حال فعالیت بودند که ناگهان کارگران شهرداری جهت تعطیل کردن فیلمبرداری از راه میرسند. طبق گفته خدمه فیلمبرداری با اینکه آنها مجوز فیلمبرداری داشتند کارگران دست بردار نبودند و به همین خاطر بین دو گروه نزاع و جدل درگرفت.
💡 قرار گرفتن ایران شیعی در کنار کشورهای مسلمان حوزه خلیج فارس همواره یکی از عوامل اختلاف نظر و نزاع بین طرفین بودهاست. این اختلافات همواره مد نظر ایالات متحده آمریکا برای تشدید اختلافها، بیاعتمادی و بیشتر کردن فاصله میان طرفین بودهاست. اقداماتی از قبیل ایران ستیزی از این قبیل اقدامت میباشد.
💡 در برخلاف آنچه تصور میشد، همسایهها به جای نزاع کردن بر سر مرزهای زمین، تصمیم گرفتند با گفتگو و توافق، مشکل خود را به صورت مسالمتآمیز حل کنند.
💡 بسیاری از درگیریهای اجتماعی در دنیای امروز به دلیل عدم درک متقابل و نزاع کردن بر سر مسائل کوچک و بیاهمیت، به بحرانهای بسیار بزرگ و جبرانناپذیر تبدیل میشوند.
💡 تماشاگران از اینکه دیدند بازیکنان در جریان مسابقه به دلیل یک تصمیم داور شروع به نزاع کردن کردند، از تماشای ادامه بازی بسیار ناامید و ناراحت شدند.