لغت نامه دهخدا
دم الثور. [ دَ مُث ْ ث َ ] ( ع اِ مرکب ) خون گاو نر. ( اختیارات بدیعی ).
دم الثور. [ دَ مُث ْ ث َ ] ( ع اِ مرکب ) خون گاو نر. ( اختیارات بدیعی ).
خون گاو نر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جابر چون اين سخن را شنيد، به روى محمد عليه السلام بوسه داد و گفت: صدقرسول الله صلى الله عليه وآله كه مرا گفت مه يكى از فرزندان مرا ببينى همنام من و هويبقر العلم بقرا كما يبقر الثور الارض و به اين سبب او را باقر علوم الاولين و الاخرينگفتند.
💡 بعین الثور چون افتاد چشمم در فلک دیدم بعینه چشمه ی روشن، میان سبزه ی گلشن
💡 ممان که با تو سر از جور برکند فلک الثور که زهره تو، به ثور است آفتاب به جوزا
💡 جابر چون اين سخن شنيد به روى محمد بوسه داد و گفت: صدقرسول الله صلى الله عليه و آله وسلم كه مرا گفت كه يكى از فرزندان مرا بينى هم ناممن و هو يبقر العلم بقراكما يبقر الثور الارض و به اين سبب او را باقر علومالاولين و الاخرين گفتند و از معرفت اين مراتب معلوم شود كه جابر در مرتبهاهل صبر بوده است و محمد در رتبه رضا.(220)
💡 و اوقد الشمع من خدیک حین بدا کالبدر فی الثور او کالشمس فی الحمل