داغ زنده
لغت نامه دهخدا
داغ زنده. [ غ ِزِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی ) داغی که مدام خون چکان باشد از این جهت داغی را که برای اماله مواد نزلات سوزند و نگذارند که به شود داغ زنده گویند:
شد از تراوش خون رنگ پنبه سرخ ببین
که داغ زنده ما را کفن ز برگ گل است.خان زمانی امانی ( از آنندراج ).- زنده بودن داغ؛ چون یکی از عزیزان بمیرد و دیگری درصدد مردن باشد گویند هنوز داغ فلان عزیز زنده است و این هم می خواهد داغ بالای داغ بگذارد.
فرهنگ فارسی
داغی که مدام خون چکان باشد از این جهت داغی را که برای اماله مواد نزولات سوزند و نگذارند که به شود داغ زنده گویند
جمله سازی با داغ زنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهلی از داغ تو خواهد سوختن تا زنده است کی چو شمع این آتش سودا رود زود از سرش
💡 بعد از اینکه ۵ تکآهنگ یادشده از این آلبوم در جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد شماره یک شد، توانست با مایکل جکسون در رکورد «پرشمارهیکترین آلبوم جهان در جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد» سهیم شود؛ رکوردی از آلبوم بـَـد مایکل جکسون که برای ۲۴ سال به تنهایی برای مایکل بود.کیتی نخستین زن و تنها فرد زنده ای است که موفق به دریافت این جایزه شده است.
💡 همچو داغ تازه در زیر سیاهی شد نهان چشمه جان بخش حیوان از حجاب زنده رود
💡 کرت وانهگت مینویسد: «درسدن به شعلهای بزرگ تبدیل شده بود. این شعله همه ترکیبات آلی را بلعید و هر چه را که سوختنی بود سوزاند» و پس از پایان حمله: «شهر، دیگر مانند سطح ماه شده بود، چیزی جز مواد معدنی نبود. سنگها هم داغ شده بودند. در آن حوالی آدم زندهای دیده نمیشد».