داغ بالای داغ

لغت نامه دهخدا

داغ بالای داغ. [ ی ِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از رسیدن مصائب پی درپی است. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). دردی پس دردی. رنجی پس رنجی دیگر. تعب و المی بدنبال الم و تعبی دیگر.

فرهنگ فارسی

کنایه از رسیدن مصائب پی در پی است

جمله سازی با داغ بالای داغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غیر حاضر یار غایب چون مرا باشد فراغ قرب غیر و بعد او داغیست بر بالای داغ

💡 سیدا از بس که دارم داغ بر بالای داغ از نمک می ریزم آتش در کباب خویشتن

💡 همچو آن منعم که او زر بر سر زر می نهد در محبت می گذارم داغ بر بالای داغ

💡 از هجوم داغ، در تن نیست دیگر جای داغ مینهم چون فلس ماهی، داغ بر بالای داغ

💡 بر مثال اسب دزدیده که تا نتوان شناخت روزگارم هر زمان داغی نهد بالای داغ

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز