کلمه «داستان کردن» به معنای قصه گفتن، حکایت پرداختن یا روایت کردن اتفاقات و ماجراها است. این واژه گاهی نیز به معنای آشکار کردن یا برملا ساختن چیزی به کار میرود و نشاندهنده آشکار ساختن یک حقیقت یا موضوع است. «داستان کردن» میتواند شامل بیان تجربیات، خاطرات یا افسانهها باشد و هدف آن گاه آموزش، سرگرمی یا انتقال پیام است. در ادبیات فارسی، این واژه برای اشاره به شاعرانه کردن یا شهره ساختن نیز به کار رفته است. این صفت یا فعل نشاندهنده توانایی فرد در بیان موضوعات به شکل جذاب و قابل فهم است. با داستان کردن، مفاهیم و پیامها به دیگران منتقل میشوند و توجه شنونده جلب میشود. بنابراین، «داستان کردن» هم معنای روایت و قصهگویی دارد و هم معنای آشکار کردن و برملا ساختن موضوعات مهم و قابل توجه را دربردارد.
داستان کردن
لغت نامه دهخدا
داستان کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آشکار کردن. سمر کردن. شهره ساختن:
ز جود تو من از گیتی بنعمت داستان بودم
بحشمت مر مرا همچون فریدون داستان کردی.رودکی ( از آنندراج ).|| قصه کردن. قصه پرداختن. حکایت کردن.
فرهنگ فارسی
آشکارا کردن