داستان کردن

کلمه «داستان کردن» به معنای قصه گفتن، حکایت پرداختن یا روایت کردن اتفاقات و ماجراها است. این واژه گاهی نیز به معنای آشکار کردن یا برملا ساختن چیزی به کار می‌رود و نشان‌دهنده آشکار ساختن یک حقیقت یا موضوع است. «داستان کردن» می‌تواند شامل بیان تجربیات، خاطرات یا افسانه‌ها باشد و هدف آن گاه آموزش، سرگرمی یا انتقال پیام است. در ادبیات فارسی، این واژه برای اشاره به شاعرانه کردن یا شهره ساختن نیز به کار رفته است. این صفت یا فعل نشان‌دهنده توانایی فرد در بیان موضوعات به شکل جذاب و قابل فهم است. با داستان کردن، مفاهیم و پیام‌ها به دیگران منتقل می‌شوند و توجه شنونده جلب می‌شود. بنابراین، «داستان کردن» هم معنای روایت و قصه‌گویی دارد و هم معنای آشکار کردن و برملا ساختن موضوعات مهم و قابل توجه را دربردارد.

مترادف‌ها

روایت کردن، حکایت کردن، تعریف کردن

لغت نامه دهخدا

داستان کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آشکار کردن. سمر کردن. شهره ساختن:
ز جود تو من از گیتی بنعمت داستان بودم
بحشمت مر مرا همچون فریدون داستان کردی.رودکی ( از آنندراج ).|| قصه کردن. قصه پرداختن. حکایت کردن.

فرهنگ فارسی

آشکارا کردن

جمله سازی با داستان کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او همیشه کوچک‌ترین مسائل زندگی را بزرگ می‌کند و با داستان کردن بیهوده، باعث ایجاد تنش و اضطراب در میان اعضای خانواده می‌شود.

💡 به جای اینکه زمان خود را صرف بحث‌های بیهوده کنیم، چرا بهتر نیست به جای داستان کردن، بر روی پیدا کردن راه‌حل تمرکز کنیم؟

💡 وقتی او متوجه اشتباه بزرگی شد، سعی کرد با داستان کردن و ساختن بهانه‌های مختلف، از مسئولیت مستقیم خود در برابر بقیه فرار کند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران