خواهر کش
لغت نامه دهخدا
خواهرکش. [ خوا / خا هََ ک ُ ] ( نف مرکب ) کشنده خواهر. آنکه خواهر خود را کشد. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
کشنده خواهر آنکه خواهر خود را کشد
جمله سازی با خواهر کش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سارا خوئینیها در تهران به دنیا آمدهاست و به همراه یک خواهر و سه برادر سومین فرزند خانواده محسوب میشود.
💡 می گفت راز دل به پدر، دختر حسین کآمد زراه ناله کنان، خواهر حسین
💡 وی خواهر بزرگتر مرجانه گلچین بازیگر سینما و تلویزیون، برادرزادهٔ نادر گلچین خوانندهٔ موسیقی ایرانی، و دخترعموی نادیا دلدار گلچین بازیگر سینما و تلویزیون است.
💡 بعد از وفات بابا این بنده را نمانده است نه غمخوری نه خویشی نه خواهری نه مامی
💡 چون کنم با خواهر بیتاب گریان العطش ای پدر جان العطش شاه خوبان العطش
💡 راوی یا خواهر طالب، گرفتاریهای برادرش را با زبان شعر و موسیقی بیان میکند.